منو

لغات کاربردی و ضروری وسایل آشپزخانه به انگلیسی (مبتدی تا پیشرفته)

وسایل آشپزخانه به انگلیسی

آشپزخانه یکی از پرکاربردترین بخش‌های هر خانه است و هر روز ده‌ها بار با اسم وسایل آن سروکار داریم؛ اما اگر بخواهید وسایل آشپزخانه به انگلیسی را در سفر، هنگام دیدن دستور پخت‌های خارجی یا در مکالمه‌ای ساده نام ببرید، چه می‌شود؟ بسیاری از زبان‌آموزان معنی کلماتی مثل fork و spoon را می‌دانند؛ اما در برابر whisk، colander یا ladle مکث می‌کنند. در این مقاله، لغات ضروری آشپزخانه را از ساده تا تخصصی دسته‌بندی کرده‌ایم.

وسایل برقی آشپزخانه به انگلیسی

بیشترین جست‌وجوها درباره لوازم برقی است؛ زیرا اسم این دستگاه‌ها هم روی جعبه محصولات و هم در فروشگاه‌ها و کاتالوگ‌های خارجی دیده می‌شود. یادگیری لوازم آشپزخانه به انگلیسی را با دو دسته شروع می‌کنیم: لوازم بزرگ و لوازم کوچک.

لوازم برقی بزرگ آشپزخانه به انگلیسی

کلمه انگلیسی ترجمه جمله مثال
Refrigerator (Fridge) یخچال We keep the milk in the fridge.
Freezer فریزر The ice cream is in the freezer.
Stove / Cooker اجاق‌گاز She put the pot on the stove.
Oven فر Preheat the oven to 180 degrees.
Microwave مایکروویو I heated the soup in the microwave.
Dishwasher ماشین ظرف‌شویی Please load the plates into the dishwasher.
Range hood هود آشپزخانه Turn on the range hood when you fry fish.
Built-in oven فر توکار They installed a built-in oven in the new kitchen.

لوازم برقی کوچک آشپزخانه

کلمه انگلیسی ترجمه جمله مثال
Kettle کتری‌برقی My dad boils water in the kettle every morning.
Toaster توستر The toaster popped up the bread.
Blender مخلوط‌کن I made a smoothie in the blender.
Food processor غذاساز The food processor chops onions in seconds.
Hand mixer همزن دستی Use a hand mixer to beat the eggs.
Stand mixer همزن پایه‌دار She kneaded the dough with a stand mixer.
Coffee maker قهوه‌ساز The coffee maker is broken again.
Espresso machine اسپرسوساز He bought an espresso machine for the office.
Rice cooker پلوپز The rice cooker keeps the rice warm.
Air fryer سرخ‌کن بدون روغن I cooked chicken wings in the air fryer.
Slow cooker آرام‌پز The stew cooked all day in the slow cooker.
Pressure cooker زودپز A pressure cooker saves a lot of time.
Juicer آب‌میوه‌گیری Fresh orange juice comes from this juicer.
Sandwich maker ساندویچ‌ساز The sandwich maker toasts both sides at once.
Meat grinder چرخ‌گوشت We ground the beef with a meat grinder.
Bread maker نان‌ساز The bread maker finishes the loaf overnight.

ظروف و ظروف سرو غذا به انگلیسی

اسم ظروف آشپزخانه به انگلیسی را در هر وعده‌غذایی می‌شنوید. جدول زیر از لغات ساده‌ای مثل plate و cup شروع می‌شود و به واژه‌های تخصصی‌تر مثل ramekin و gravy boat می‌رسد.

کلمه انگلیسی ترجمه جمله مثال
Plate بشقاب Put the rice on the plate.
Bowl کاسه She poured cereal into a bowl.
Cup فنجان Would you like a cup of tea?
Mug لیوان دسته‌دار He drinks coffee from a large mug.
Glass لیوان شیشه‌ای Fill the glass with water.
Fork چنگال I dropped my fork on the floor.
Knife چاقو Be careful with that sharp knife.
Spoon قاشق Stir the soup with a spoon.
Teaspoon قاشق چای‌خوری Add one teaspoon of sugar.
Tablespoon قاشق غذاخوری Mix in a tablespoon of butter.
Saucer نعلبکی The cup sits on a small saucer.
Teapot قوری The teapot is full of hot tea.
Jug / Pitcher پارچ Bring a jug of water to the table.
Tray سینی She carried the tea on a tray.
Serving dish ظرف سرو Place the salad in a serving dish.
Salad bowl سالادخوری The salad bowl is on the counter.
Sugar bowl قندان Pass me the sugar bowl, please.
Napkin دستمال‌سفره Put a napkin next to each plate.
Tablecloth رومیزی My mother bought a new tablecloth.
Chopsticks چاپستیک He eats sushi with chopsticks.
Casserole dish ظرف فر / کاسرول Bake the pasta in a casserole dish.
Ramekin ظرف کوچک فر The dessert was served in a ramekin.
Gravy boat سس‌خوری Pour the sauce into the gravy boat.

ابزار و وسایل پخت و پز به انگلیسی

ابزار و وسایل آشپزخانه به انگلیسی را در دستور پخت‌ها بیشتر می‌بینید. اگر اسم ابزار را ندانید، خواندن یک دستور پخت ساده نیز سخت می‌شود.

کلمه انگلیسی ترجمه جمله مثال
Pot قابلمه Boil the pasta in a large pot.
Saucepan قابلمه دسته‌بلند / سس‌پن Melt the butter in a saucepan.
Frying pan ماهیتابه Heat the oil in a frying pan.
Wok ووک Stir-fry the vegetables in a wok.
Lid درب قابلمه Put the lid on the pot.
Ladle ملاقه She served the soup with a ladle.
Spatula کفگیر Flip the pancake with a spatula.
Whisk همزن دستی سیمی Use a whisk to beat the eggs.
Tongs انبر Turn the meat with tongs.
Colander آبکش Drain the pasta in a colander.
Strainer صافی Pour the tea through a strainer.
Grater رنده Grate the cheese with a grater.
Peeler پوست‌کن I peeled the carrots with a peeler.
Chopping board تخته برش Cut the onions on the chopping board.
Rolling pin وردنه Roll out the dough with a rolling pin.
Measuring cup پیمانه اندازه‌گیری Add one measuring cup of flour.
Can opener قوطی‌بازکن I need a can opener for the beans.
Bottle opener درب‌بازکن Where is the bottle opener?
Mortar and pestle هاون و دسته‌هاون Crush the garlic in a mortar and pestle.
Potato masher پوره‌کن Mash the potatoes with a potato masher.
Kitchen scale ترازوی آشپزخانه Weigh the flour on the kitchen scale.
Oven mitts دستکش فر Wear oven mitts to take out the tray.
Apron پیش‌بند He tied an apron before cooking.
Skewer سیخ Thread the meat onto a skewer.

اصطلاحات رایج انگلیسی مرتبط با آشپزخانه و آشپزی

آشنایی با اصطلاحات انگلیسی مرتبط با آشپزخانه و آشپزی به شما کمک می‌کند فیلم‌ها، پادکست‌ها و گفت‌وگوهای واقعی را بهتر بفهمید.

اصطلاح انگلیسی ترجمه / مفهوم جمله مثال
Piece of cake کار خیلی آسان The exam was a piece of cake.
Spill the beans راز را فاش‌کردن Don’t spill the beans about the party.
Too many cooks spoil the broth آشپز که دو تا شد، آش یا شور می‌شود یا بی‌نمک We failed because too many cooks spoil the broth.
Out of the frying pan into the fire از چاله درآمدن و به چاه افتادن He left his job, going out of the frying pan into the fire.
Cry over spilled milk حسرت گذشته را خوردن It’s done, so don’t cry over spilled milk.
Half-baked ناقص و نیمه‌کاره That is a half-baked plan.
Have too much on your plate سرشلوغ‌بودن I can’t help; I have too much on my plate.
Bring home the bacon نان‌آوربودن She brings home the bacon in her family.
Butter someone up با چاپلوسی نرم‌کردن کسی He buttered up his boss before asking for a raise.
Take it with a pinch of salt باتردید شنیدن Take his story with a pinch of salt.
If you can’t stand the heat, get out of the kitchen اگر نمی‌توانی فشار یا سختی کاری را تحمل کنی، از انجام آن صرف‌نظر کن This job is hard, and if you can’t stand the heat, get out of the kitchen.

چرا یادگیری لغات وسایل آشپزخانه به انگلیسی مهم است؟

اول، این لغات جزو واژگان پایه و پرتکرار زندگی روزمره هستند. حتی در سطح مبتدی نیز باید جملاتی مانند «قاشق را بده» یا «فر را روشن کن» را بگویید و بفهمید. دوم، دستور پخت‌های انگلیسی، ویدئوهای آشپزی و برچسب لوازم خارجی همه پر از این واژگان هستند. سوم، اگر قصد مهاجرت، تحصیل یا کار در کشور انگلیسی‌زبان دارید، هنگام خرید یا خواندن دفترچه راهنمای دستگاه‌ها به آن‌ها نیاز پیدا می‌کنید.

چهارم، یادگیری این واژه‌ها برای کودکان نیز بسیار مناسب و سرگرم‌کننده است. کودک با لمس و دیدن اشیا، لغت را سریع‌تر یاد می‌گیرد. یک آموزشگاه زبان کودکان با بازی و فعالیت‌های تصویری، یادگیری را برای فرزندان دلپذیرتر می‌کند.

سخن پایانی

یادگیری وسایل آشپزخانه به انگلیسی یک مهارت کوچک و بسیار پرکاربرد است. در این مقاله، لغات را در چهار دسته یاد گرفتید: لوازم برقی، ظروف، ابزار پخت‌وپز و اصطلاحات. پیشنهاد می‌کنیم هر بار یک جدول را انتخاب کنید و جمله‌های مثال را بلند بخوانید. با تمرین منظم، به‌سرعت خواهید توانست بدون مکث درباره هر وسیله‌ای در آشپزخانه صحبت کنید.

اگر می‌خواهید این مسیر را با راهنمای حرفه‌ای طی کنید، یک آموزشگاه زبان می‌تواند برنامه‌ای مرحله‌به‌مرحله ارائه دهد. برای مکالمه زنده و تمرین جمله‌سازی، شرکت در یک کلاس زبان انگلیسی می‌تواند مفید باشد.

سؤالات متداول

تفاوت pot و pan چیست؟

Pot به ظرف عمیق دودسته یا درب‌دار مثل قابلمه گفته می‌شود. Pan ظرف کم‌عمق و دسته‌بلند مثل ماهیتابه است که برای سرخ‌کردن به کار می‌رود.

آیا fridge و refrigerator یک معنی دارند؟

بله. هر دو یعنی یخچال. Refrigerator شکل کامل و رسمی و fridge شکل کوتاه و رایج در مکالمه روزمره است.

بهترین روش برای حفظ کردن این لغات چیست؟

استفاده از برچسب روی وسایل واقعی، فلش‌کارت و ساختن جمله‌های شخصی با هر لغت. روزانه ۵ تا ۱۰ لغت جدید کافی است و مرور هفتگی باعث ثبت آن‌ها در حافظه بلندمدت می‌شود.

 

بلاگ های مرتبط