آیا تاکنون برایتان پیش آمده است که کلاسی را با برنامهریزی دقیق شروع کنید؛ اما بعد از ده دقیقه، نیمی از زبانآموزان به ساعت نگاه کنند و نیمی دیگر ساکت بنشینند؟ این تجربه مشترک بسیاری از مدرسان زبان محسوب میشود و ریشهاش معمولا در ساختار درس است، نه بیعلاقگی زبانآموز. یکی از مؤثرترین پاسخها به این مشکل، روش تدریس ESA است؛ چارچوبی ساده که جرمی هارمر (Jeremy Harmer)، مدرس و نویسنده شناختهشده حوزه آموزش زبان، آن را در کتابهای خود معرفی کرد.
چه معلم خصوصی باشید و چه در یک آموزشگاه زبان انگلیسی تدریس کنید، آشنایی با این چارچوب میتواند کیفیت کلاسهایتان را تغییر دهد. در این مقاله، مراحل ESA، الگوهای مختلف اجرای آن و تفاوتهایش در کلاس کودکان و بزرگسالان را بهصورت گامبهگام بررسی میکنیم.
ESA مخفف سه واژه Engage (درگیرکردن)، Study (مطالعه) و Activate (فعالسازی) است. ایده اصلی این روش این است که یادگیری زبان وقتی پایدار میشود که سه اتفاق کنار یکدیگر رخ دهند: زبانآموز از نظر ذهنی و عاطفی درگیر شود، ساختار زبان را بفهمد و فرصت استفاده واقعی از آن را داشته باشد.
پیش از رواج ESA، بسیاری از کلاسها بر الگوی PPP (ارائه، تمرین، تولید) تکیه داشتند. در این الگو، معلم ابتدا قاعده را توضیح میداد، سپس تمرین شروع میشد و در پایان، اگر وقت میماند، زبانآموز اجازه صحبت آزاد پیدا میکرد. در نتیجه، کلاس معمولا کسلکننده بود و زبانآموزی که تنها قواعد را حفظ کرده بود، در موقعیت واقعی لال میشد.
در میان روش های تدریس زبان انگلیسی، ESA به سه دلیل زیر متفاوت است:

هر درسی بر اساس این چارچوب از سه نوع فعالیت ساخته میشود. این سه مرحله در ذهن معلم مانند سه ستون هستند. در ادامه، مراحل روش ESA را با مثال بررسی میکنیم.
هدف این مرحله گرمکردن کلاس، ایجاد شور و شوق و کشاندن ذهن زبانآموز به موضوع درس است. زبانآموزی که از نظر عاطفی درگیر نشده است، حتی بهترین توضیح گرامری را هم بهسختی جذب میکند. فعالیتهای این مرحله معمولا کوتاه، سرگرمکننده و کماسترس هستند.
نمونههایی از فعالیتهای مرحله Engage:
فرض کنید قرار است درس امروز درباره گذشته ساده (Past Simple) باشد. بهجای نوشتن فرمول روی تخته، معلم میگوید: «دیشب اتفاق عجیبی برایم افتاد» و از زبانآموزان میخواهد حدس بزنند چه بوده است.
تمرکز فاز دوم روی خود زبان است: گرامر، واژگان یا تلفظ. در این مرحله، زبانآموز میفهمد یک ساختار چگونه ساخته میشود، چه معنایی دارد و در چه موقعیتی به کار میرود. نکته مهم این است که Study لزوما به معنای سخنرانی معلم نیست. میتوان آن را به شکلهای فعالتری اجرا کرد:
در ادامه همان مثال، معلم چند جمله از ماجرای خودش را روی تخته مینویسد. سپس زبانآموزان به دنبال افعالی با پایان ed- را میگردند، افعال بیقاعده را از آنها جدا میکنند و خودشان به قاعده میرسند. سپس چند تمرین کوتاه انجام میدهند تا مطمئن شوند ساختار را فهمیدهاند.
این مرحله نقطه اوج درس است. زبانآموز باید هر آنچه دارد، نهفقط آنچه همین حالا یاد گرفته است، بهصورت آزادانه و بدون کنترل معلم به کار ببرد. فعالیتهای Activate بر روانی (Fluency) و انتقال پیام تمرکز دارند، نه بر صحیحبودن مطلق جملهها.
فعالیتهای رایج این مرحله:
برای مثال، زبانآموزان دوبهدو درباره «بدترین و بهترین روز هفته گذشته» صحبت میکنند. لازم نیست همه جملات بینقص باشند. آنچه اهمیت دارد این است که ارتباط برقرار شود. معلم در این مرحله مثل ناظر عمل میکند: خطاها را یادداشت میکند و در پایان، بهجای قطعکردن جریان صحبت، بازخورد میدهد.

بیشتر معلمان تازهکار گمان میکنند روش تدریس ESA یعنی اجرای سه مرحله به ترتیب E، سپس S و سپس A. هارمر تأکید میکند که این موارد فقط یکی از الگوهای ممکن هستند. سه الگوی اصلی عبارتاند از:
اجرای متد ESA در تدریس زبان برای هر دو گروه سنی مؤثر است؛ اما تفاوتهای روانشناختی کودک و بزرگسال باعث میشود شکل اجرای مراحل کاملا متفاوت باشد. جدول زیر خلاصهای از این تفاوتهاست:
|
مرحله |
کلاس کودکان |
کلاس بزرگسالان |
|
Engage |
بازی، آواز، حرکت بدنی، داستانگویی |
بحث درباره تجربه شخصی، اخبار، ویدئو، سؤال جالب |
|
Study |
کوتاه، تصویری و تکراری؛ یادگیری از طریق شنیدن و تکرار |
توضیح صریح قاعده، مقایسه با زبان مادری، تحلیل منطقی |
|
Activate |
بازی گروهی، نقاشی، نمایش عروسکی، مسابقه |
نقشآفرینی شغلی، مناظره، نوشتن ایمیل و گزارش |
روش تدریس ESA به این دلیل ماندگار شده است که چیزی بیش از یک فرمول خشک است. این روش چارچوبی ساده و انعطافپذیر است که بین احساس، ساختار و کاربرد توازن برقرار میکند. زبانآموز ابتدا درگیر میشود، سپس ساختار را میفهمد و در نهایت زبان را به کار میبرد. چه مخاطبان کودکان پرانرژی باشند و چه بزرگسالانی که هدف شغلی دارند، الگوهای پیکان صاف، بومرنگ و تکهدوزی این امکان را به معلم میدهند که درس را با نیاز واقعی کلاس تطبیق دهد.
سؤالات متداول
خیر. این متد در آموزش زبان انگلیسی مطرح شد؛ ولی منطق آن برای تدریس هر زبان دیگری، از فرانسوی و آلمانی تا فارسی به غیرفارسیزبانان، قابلاستفاده است. اصول جلب توجه، آموزش ساختار و تمرین آزاد به زبان خاصی وابسته نیستند.
مدتزمان هر مرحله به سطح، سن و هدف درس بستگی دارد. در الگوهای بومرنگ و تکهدوزی، مراحل تکرار میشوند و تقسیمبندی ثابت معنا ندارد. در یک جلسه ۶۰ دقیقهای با پیکان صاف، میتوانید کمی وقت به Engage، زمان بیشتری به Study و سهم قابلتوجهی به Activate اختصاص دهید.
بله. حتی در فضای آنلاین اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا حفظ توجه زبانآموز پشت صفحهنمایش دشوارتر است. مرحله Engage را میتوانید با تصویر یا ویدئوی کوتاه اجرا کنید. مرحله Study با اسلاید و تخته مجازی و Activate با اتاقهای گفتوگوی کوچک برای تمرین دونفره یا گروهی انجام میشود.