افعال چندقسمتی (Phrasal Verbs) یکی از مهمترین بخشهای زبان انگلیسی، بهویژه در زبان محاورهای و روزمره هستند. این افعال اغلب باعث سردرگمی زبانآموزان میشوند. از آنجا که در زبان انگلیسی هزاران فریزال ورب وجود دارد و ارائه لیست کامل phrasal verbs در یک مقاله امکانپذیر نیست؛ از این روی در این مطلب تلاش کردهایم رایجترین و مهمترین فریزال وربهایی را که در مکالمات روزمره، متون عمومی و آزمونهای زبان بیشترین کاربرد را دارند گردآوری کنیم.
فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل با یک قید (adverb)، یک حرف اضافه (preposition) یا هر دو است که معمولاً معنایی متفاوت از فعل اصلی ایجاد میکند. مهمترین نکتهای که باید بدانید این است که دانستن معنی فعل اصلی برای دانستن معنی ترکیب کافی نیست؛ زیرا ترکیب فعل با حرفاضافه یا قید، معنی آن را بهصورت کامل تغییر میدهد.
برای مثال، فعل «give» به معنی «دادن» است؛ ولی زمانی که حرفاضافه «up» را به آن اضافه میکنیم، به فعل چندقسمتی «give up» تبدیل میشود و معنی «تسلیمشدن» را میدهد.
اکنون که توضیح دادیم فریزال ورب چیست، درک اهمیت یادگیری آنها ضروری است. افعال چندقسمتی در انگلیسی گفتاری و نوشتاری، بهویژه در موقعیتهای غیررسمی، بسیار متداول هستند. یادگیری این افعال به زبانآموزان اجازه میدهد:
در جدول زیر، رایجترین و مهمترین فریزال وربهایی را که در مکالمات روزمره، متون عمومی و آزمونهای زبان بیشترین کاربرد را دارند به همراه معنی فارسی آنها، گردآوری کردهایم:
|
|
فعل چندقسمتی (phrasal verb) |
معنی فارسی |
|
|
back up |
حمایتکردن یا دفاعکردن از کسی |
|
|
break down |
خرابشدن چیزی مانند دستگاه |
|
|
call around |
تماسگرفتن با افراد مختلف |
|
|
call off |
لغوکردن یک رویداد برنامهریزیشده |
|
|
calm down |
آرامشدن |
|
|
check out |
بررسیکردن چیزی یا کسی |
|
|
cheer up |
خوشحالکردن کسی |
|
|
clean up |
تمیز کردن / مرتب کردن / پاکسازی کردن |
|
|
come around |
تغییردادن عقیده |
|
|
come between |
خرابکردن رابطه بین دو نفر |
|
|
come down with |
مبتلا شدن به بیماری (معمولاً یک بیماری خفیف یا موقت) |
|
|
come up |
پیش آمدن / مطرح شدن (موضوع) / ظاهر شدن |
|
|
come up with |
پیداکردن یک ایده جدید |
|
|
count on |
حسابکردن روی کسی یا چیزی |
|
|
dive into |
بااشتیاق شروعکردن یک کار |
|
|
dress up |
پوشیدن لباس خوب |
|
|
end up |
در نهایت رسیدن به یک نتیجه یا وضعیت (اغلب غیرمنتظره) |
|
|
fall apart |
تکهتکهشدن / دچار فروپاشی روانی شدن |
|
|
fill up |
پرکردن ظرف |
|
|
find out |
فهمیدن چیزی |
|
|
get across |
رساندن منظور خود |
|
|
get ahead |
پیشرفتکردن / موفقشدن |
|
|
get along with |
داشتن رابطه خوب با کسی |
|
|
get around |
رفتوآمد کردن، جابهجا شدن، یا پخش شدن (خبر / اطلاعات) |
|
|
get around to |
پیداکردن فرصت برای انجام یک کار |
|
|
get at |
دسترسی پیدا کردن به چیزی / منظور داشتن یا اشاره غیرمستقیم به چیزی / کنایه زدن |
|
|
get away |
فرارکردن یا دورشدن |
|
|
get away with |
قصر دررفتن |
|
|
get back |
پسگرفتن چیزی |
|
|
get back at |
انتقامگرفتن از کسی |
|
|
get by |
سرکردن با حداقل امکانات |
|
|
get down |
ناراحت کردن کسی / پایین آوردن / شروع کردن به انجام کاری (در بعضی کاربردها) |
|
|
get down to |
شروعکردن به انجام کاری |
|
|
get in on |
شرکتکردن در یک فعالیت |
|
|
get into |
وارد شدن به یک موضوع / علاقهمند شدن به چیزی / شروع کردن فعالیتی |
|
|
get out of |
اجتناب کردن از انجام کاری / فرار کردن از مسئولیت / خارج شدن از یک وضعیت |
|
|
get over |
بهبودیافتن از چیزی / کنارآمدن با چیزی |
|
|
get through |
پشت سر گذاشتن یک تجربه ناخوشایند |
|
|
get to |
آزاردادن کسی |
|
|
get together |
دور هم جمعشدن |
|
|
give away |
بخشیدن چیزی یا دادن چیزی بهصورت رایگان |
|
|
give up |
تسلیمشدن / ترککردن |
|
|
go against |
مخالفتکردن |
|
|
go ahead |
ادامهدادن یا پیشرفتن |
|
|
go along with |
موافقتکردن یا تظاهر به موافقتکردن |
|
|
go for |
تلاش کردن برای به دست آوردن چیزی / انتخاب کردن / تمایل داشتن به چیزی |
|
|
go on |
ادامه دادن / اتفاق افتادن / رخ دادن (بسته به جمله) |
|
|
go over |
بررسی کردن / مرور کردن / دوباره انجام دادن |
|
|
hand in |
تحویلدادن چیزی مانند تکلیف |
|
|
hold back |
جلوگیریکردن |
|
|
keep up |
ادامهدادن به انجام کاری |
|
|
leave out |
حذفکردن چیزی |
|
|
let down |
ناامیدکردن کسی |
|
|
let go of |
رهاکردن چیزی |
|
|
let in |
اجازه ورود دادن |
|
|
let know |
چیزی را به کسی گفتن |
|
|
look after |
مراقبتکردن از کسی یا چیزی |
|
|
look up to |
تحسینکردن یا الگو قراردادن کسی |
|
|
mix up |
قاطیکردن دو یا چند چیز با یکدیگر |
|
|
pull up |
متوقف کردن خودرو / بالا کشیدن چیزی / بالا آوردن یا نمایش دادن اطلاعات |
|
|
put on |
لباسپوشیدن |
|
|
put up with |
تحملکردن یا چشمپوشیکردن از چیزی |
|
|
run out of |
تمام شدن یا به پایان رسیدن موجودی چیزی |
|
|
see to |
رسیدگی کردن به کاری / مراقبت یا توجه داشتن به انجام کاری |
|
|
set up |
تنظیمکردن یا سازماندهیکردن |
|
|
show off |
نمایشدادن تواناییها یا دستاوردها برای تحتتأثیر قراردادن دیگران |
|
|
shut off |
خاموش کردن (معمولاً جریان برق / آب / دستگاه) |
|
|
take after |
شباهتداشتن به کسی مانند شباهتداشتن فرزندان به والدینشان |
|
|
take out |
بیرون بردن / بیرون آوردن / (در بعضی موارد) سفارش غذا برای بیرون بردن |
|
|
think over |
درنظرگرفتن چیزی |
|
|
throw away |
دورانداختن چیزی |
|
|
top off |
پر کردن تا حد نهایی / تکمیل کردن چیزی |
|
|
turn down |
ردکردن یا گفتن نه به کسی |
|
|
wait on |
خدمتکردن به کسی، بهویژه در رستوران |
|
|
wait out |
منتظرماندن تا پایان یک دوره زمانی |
یادگیری و تسلط بر لیست کامل phrasal verbs ممکن است کار آسانی نباشد؛ ولی با تعهد و استراتژی، میتوانید آنها را بهصورت مؤثری یاد بگیرید. در این بخش، چند نکته برای شما آوردهایم تا مسیر یادگیری این افعال برای شما هموارتر شود:
مطالعه بیشتر: تفاوت کالوکیشن و فریزال ورب
برخی از افعال چندقسمتی به کلمات اجازه میدهند بین فعل و حرفاضافه یا قید قرار گیرند؛ ولی برخی دیگر اینچنین نیستند؛ بنابراین، میتوانیم انواع فریزال ورب را به دو گروه افعال جداشدنی و افعال جدانشدنی تقسیم کنیم.
افعال جداشدنی فریزال ورب به افعالی گفته میشوند که به کلمات اجازه میدهد بین فعل و حرفاضافه یا قید قرار گیرند؛ برای مثال، فعل چندقسمتی «turn on» را در نظر بگیرید. شما میتوانید هم از «turn on the light» و هم از «turn the light on» استفاده کنید.
در افعال جدانشدنی فریزال ورب، حرفاضافه یا قید نمیتوانند از فعل جدا شوند؛ برای مثال، فعل چندقسمتی «look after» را در نظر بگیرید. look و after همیشه کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ بنابراین، باید بگویید: «I look after my sister.»
یادگیری لیست کامل phrasal verbs برای تسلط بر زبان انگلیسی در طبیعیترین شکل آن ضروری است. این کار ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد؛ ولی یک سرمایهگذاری ارزشمند است که سطح انگلیسی شما را بهصورت قابلتوجهی بهبود خواهد بخشید. زمانی که یک فیلم انگلیسی میبینید، در کلاس زبان انگلیسی شرکت میکنید یا آزمون میدهید، تسلط بر فریزال وربز در برقراری بهتر ارتباط و درک عمیقتر زبان به شما کمک میکند.
افعال چندقسمتی بسیار رایج هستند. برخی از پرکاربردترین آنها عبارتاند از: get out (بیرونرفتن)، calm down (آرامشدن)، give away (بخشیدن) و put up with (تحملکردن).
انواع افعال چندقسمتی به دو گروه جداشدنی و جدانشدنی دستهبندی میشوند. علاوه بر این دستهبندی، میتوانیم آنها را به دو گروه متعدی و لازم نیز تقسیمبندی کنیم. خوب است بدانید که همه افعال چندقسمتی جداشدنی در گروه متعدی قرار میگیرند.
یک فعل چندقسمتی ترکیبی از یک فعل و یک حرفاضافه یا قید است؛ ولی اصطلاح (idiom) یک عبارت ثابت است؛ برای مثال، «give up» (تسلیمشدن) یک فعل چندقسمتی و «kick the bucket» (مردن) یک اصطلاح است.