منو

لیست کامل phrasal verbs یا افعال چند قسمتی

لیست کامل phrasal verbs

افعال چندقسمتی (Phrasal Verbs) یکی از مهم‌ترین بخش‌های زبان انگلیسی، به‌ویژه در زبان محاوره‌ای و روزمره هستند. این افعال اغلب باعث سردرگمی زبان‌آموزان می‌شوند. از آنجا که در زبان انگلیسی هزاران فریزال ورب وجود دارد و ارائه لیست کامل phrasal verbs در یک مقاله امکان‌پذیر نیست؛ از این روی در این مطلب تلاش کرده‌ایم رایج‌ترین و مهم‌ترین فریزال ورب‌هایی را که در مکالمات روزمره، متون عمومی و آزمون‌های زبان بیشترین کاربرد را دارند گردآوری کنیم.

منظور از فریزال ورب چیست

فریزال ورب (Phrasal Verb) ترکیبی از یک فعل با یک قید (adverb)، یک حرف اضافه (preposition) یا هر دو است که معمولاً معنایی متفاوت از فعل اصلی ایجاد می‌کند. مهم‌ترین نکته‌ای که باید بدانید این است که دانستن معنی فعل اصلی برای دانستن معنی ترکیب کافی نیست؛ زیرا ترکیب فعل با حرف‌اضافه یا قید، معنی آن را به‌صورت کامل تغییر می‌دهد.

برای مثال، فعل «give» به معنی «دادن» است؛ ولی زمانی که حرف‌اضافه «up» را به آن اضافه می‌کنیم، به فعل چندقسمتی «give up» تبدیل می‌شود و معنی «تسلیم‌شدن» را می‌دهد.

اهمیت یادگیری phrasal verbs

اکنون که توضیح دادیم فریزال ورب چیست، درک اهمیت یادگیری آن‌ها ضروری است. افعال چندقسمتی در انگلیسی گفتاری و نوشتاری، به‌ویژه در موقعیت‌های غیررسمی، بسیار متداول هستند. یادگیری این افعال به زبان‌آموزان اجازه می‌دهد:

  • مکالمات روزمره را بهتر درک کنند
  • به‌صورت طبیعی‌تر و روان‌تر صحبت کنند
  • آهنگ‌ها، سریال‌ها و فیلم‌های انگلیسی را آسان‌تر درک کنند
  • از سوءتفاهم‌های ناشی از ترجمه تحت‌اللفظی افعال اجتناب کنند

لیست فریزال ورب‌های پرکاربرد (لیست کامل  (phrasal verbs

در جدول زیر، رایج‌ترین و مهم‌ترین فریزال ورب‌هایی را که در مکالمات روزمره، متون عمومی و آزمون‌های زبان بیشترین کاربرد را دارند  به همراه معنی فارسی آن‌ها، گردآوری کرده‌ایم:

فعل چندقسمتی (phrasal verb)

معنی فارسی

back up

حمایت‌کردن یا دفاع‌کردن از کسی

break down

خراب‌شدن چیزی مانند دستگاه

call around

تماس‌گرفتن با افراد مختلف

call off

لغوکردن یک رویداد برنامه‌ریزی‌شده

calm down

آرام‌شدن

check out

بررسی‌کردن چیزی یا کسی

cheer up

خوشحال‌کردن کسی

clean up

تمیز کردن / مرتب کردن / پاکسازی کردن

come around

تغییردادن عقیده

come between

خراب‌کردن رابطه بین دو نفر

come down with

مبتلا شدن به بیماری (معمولاً یک بیماری خفیف یا موقت)

come up

پیش آمدن / مطرح شدن (موضوع) / ظاهر شدن

come up with

پیداکردن یک ایده جدید

count on

حساب‌کردن روی کسی یا چیزی

dive into

بااشتیاق شروع‌کردن یک کار

dress up

پوشیدن لباس خوب

end up

در نهایت رسیدن به یک نتیجه یا وضعیت (اغلب غیرمنتظره)

fall apart

تکه‌تکه‌شدن / دچار فروپاشی روانی شدن

fill up

پرکردن ظرف

find out

فهمیدن چیزی

get across

رساندن منظور خود

get ahead

پیشرفت‌کردن / موفق‌شدن

get along with

داشتن رابطه خوب با کسی

get around

رفت‌وآمد کردن، جابه‌جا شدن، یا پخش شدن (خبر / اطلاعات)

get around to

پیداکردن فرصت برای انجام یک کار

get at

دسترسی پیدا کردن به چیزی / منظور داشتن یا اشاره غیرمستقیم به چیزی / کنایه زدن

get away

فرارکردن یا دورشدن

get away with

قصر دررفتن

get back

پس‌گرفتن چیزی

get back at

انتقام‌گرفتن از کسی

get by

سرکردن با حداقل امکانات

get down

ناراحت کردن کسی / پایین آوردن / شروع کردن به انجام کاری (در بعضی کاربردها)

get down to

شروع‌کردن به انجام کاری

get in on

شرکت‌کردن در یک فعالیت

get into

وارد شدن به یک موضوع / علاقه‌مند شدن به چیزی / شروع کردن فعالیتی

get out of

اجتناب کردن از انجام کاری / فرار کردن از مسئولیت / خارج شدن از یک وضعیت

get over

بهبودیافتن از چیزی / کنارآمدن با چیزی

get through

پشت سر گذاشتن یک تجربه ناخوشایند

get to

آزاردادن کسی

get together

دور هم جمع‌شدن

give away

بخشیدن چیزی یا دادن چیزی به‌صورت رایگان

give up

تسلیم‌شدن / ترک‌کردن

go against

مخالفت‌کردن

go ahead

ادامه‌دادن یا پیش‌رفتن

go along with

موافقت‌کردن یا تظاهر به موافقت‌کردن

go for

تلاش کردن برای به دست آوردن چیزی / انتخاب کردن / تمایل داشتن به چیزی

go on

ادامه دادن / اتفاق افتادن / رخ دادن (بسته به جمله)

go over

بررسی کردن / مرور کردن / دوباره انجام دادن

hand in

تحویل‌دادن چیزی مانند تکلیف

hold back

جلوگیری‌کردن

keep up

ادامه‌دادن به انجام کاری

leave out

حذف‌کردن چیزی

let down

ناامیدکردن کسی

let go of

رهاکردن چیزی

let in

اجازه ورود دادن

let know

چیزی را به کسی گفتن

look after

مراقبت‌کردن از کسی یا چیزی

look up to

تحسین‌کردن یا الگو قراردادن کسی

mix up

قاطی‌کردن دو یا چند چیز با یکدیگر

pull up

متوقف کردن خودرو / بالا کشیدن چیزی / بالا آوردن یا نمایش دادن اطلاعات

put on

لباس‌پوشیدن

put up with

تحمل‌کردن یا چشم‌پوشی‌کردن از چیزی

run out of

تمام شدن یا به پایان رسیدن موجودی چیزی

see to

رسیدگی کردن به کاری / مراقبت یا توجه داشتن به انجام کاری

set up

تنظیم‌کردن یا سازماندهی‌کردن

show off

نمایش‌دادن توانایی‌ها یا دستاوردها برای تحت‌تأثیر قراردادن دیگران

shut off

خاموش کردن (معمولاً جریان برق / آب / دستگاه)

take after

شباهت‌داشتن به کسی مانند شباهت‌داشتن فرزندان به والدینشان

take out

بیرون بردن / بیرون آوردن / (در بعضی موارد) سفارش غذا برای بیرون بردن

think over

درنظرگرفتن چیزی

throw away

دورانداختن چیزی

top off

پر کردن تا حد نهایی / تکمیل کردن چیزی

turn down

ردکردن یا گفتن نه به کسی

wait on

خدمت‌کردن به کسی، به‌ویژه در رستوران

wait out

منتظرماندن تا پایان یک دوره زمانی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نحوه یادگیری افعال چند قسمتی

یادگیری و تسلط بر لیست کامل phrasal verbs ممکن است کار آسانی نباشد؛ ولی با تعهد و استراتژی، می‌توانید آن‌ها را به‌صورت مؤثری یاد بگیرید. در این بخش، چند نکته برای شما آورده‌ایم تا مسیر یادگیری این افعال برای شما هموارتر شود:

  1. افعال چندقسمتی را بر اساس موضوع دسته‌بندی کنید: دسته‌بندی افعال چندقسمتی بر اساس موضوع (کار، خانه و احساسات) می‌تواند به یادگیری آن‌ها کمک کند
  2. با مثال‌ها یاد بگیرید: اگر افعال چندقسمتی را با مثال‌ها یاد بگیرید، به‌خاطرسپردن آن‌ها آسان‌تر می‌شود؛ برای مثال، به‌جای حفظ‌کردن «run into» (روبه‌روشدن با کسی)، آن را در جمله‌ای مانند «I ran into an old friend yesterday.» به خاطر بسپارید
  3. به زبان انگلیسی گوش دهید و بخوانید: سریال‌ها، فیلم‌ها و کتاب‌های انگلیسی به شما اجازه می‌دهند با استفاده طبیعی از افعال چندقسمتی آشنا شوید
  4. به‌صورت منظم تمرین کنید: مانند هر بخش دیگری از یادگیری زبان، تمرین مداوم بسیار مهم است. از افعال چند قسمتی در مکالمات روزمره خود استفاده کنید.

مطالعه بیشتر: تفاوت کالوکیشن و فریزال ورب

انواع فریزال ورب

برخی از افعال چندقسمتی به کلمات اجازه می‌دهند بین فعل و حرف‌اضافه یا قید قرار گیرند؛ ولی برخی دیگر این‌چنین نیستند؛ بنابراین، می‌توانیم انواع فریزال ورب را به دو گروه افعال جداشدنی و افعال جدانشدنی تقسیم کنیم.

افعال جداشدنی فریزال ورب

افعال جداشدنی فریزال ورب به افعالی گفته می‌شوند که به کلمات اجازه می‌دهد بین فعل و حرف‌اضافه یا قید قرار گیرند؛ برای مثال، فعل چندقسمتی «turn on» را در نظر بگیرید. شما می‌توانید هم از «turn on the light» و هم از «turn the light on» استفاده کنید.

افعال جدانشدنی فریزال ورب

در افعال جدانشدنی فریزال ورب، حرف‌اضافه یا قید نمی‌توانند از فعل جدا شوند؛ برای مثال، فعل چندقسمتی «look after» را در نظر بگیرید. look و after همیشه کنار یکدیگر قرار می‌گیرند؛ بنابراین، باید بگویید: «I look after my sister.»

سخن پایانی

یادگیری لیست کامل phrasal verbs برای تسلط بر زبان انگلیسی در طبیعی‌ترین شکل آن ضروری است. این کار ممکن است در ابتدا دشوار به نظر برسد؛ ولی یک سرمایه‌گذاری ارزشمند است که سطح انگلیسی شما را به‌صورت قابل‌توجهی بهبود خواهد بخشید. زمانی که یک فیلم انگلیسی می‌بینید، در کلاس زبان انگلیسی شرکت می‌کنید یا آزمون می‌دهید، تسلط بر فریزال وربز در برقراری بهتر ارتباط و درک عمیق‌تر زبان به شما کمک می‌کند.

سؤالات متداول

1. افعال چندقسمتی پرکاربرد کدام اند؟

افعال چندقسمتی بسیار رایج هستند. برخی از پرکاربردترین آن‌ها عبارت‌اند از: get out (بیرون‌رفتن)، calm down (آرام‌شدن)، give away (بخشیدن) و put up with (تحمل‌کردن).

2. انواع افعال چندقسمتی کدام اند؟

انواع افعال چندقسمتی به دو گروه جداشدنی و جدانشدنی دسته‌بندی می‌شوند. علاوه بر این دسته‌بندی، می‌توانیم آن‌ها را به دو گروه متعدی و لازم نیز تقسیم‌بندی کنیم. خوب است بدانید که همه افعال چندقسمتی جداشدنی در گروه متعدی قرار می‌گیرند.

3. تفاوت بین افعال چندقسمتی و اصطلاحات چیست؟

یک فعل چندقسمتی ترکیبی از یک فعل و یک حرف‌اضافه یا قید است؛ ولی اصطلاح (idiom) یک عبارت ثابت است؛ برای مثال، «give up» (تسلیم‌شدن) یک فعل چندقسمتی و «kick the bucket» (مردن) یک اصطلاح است.

بلاگ های مرتبط