وقتی صحبت از زبان آلمانی و انگلیسی میشود، شباهتها بین این دو زبان، بسیار بیشتر از تفاوتها هستند، زبان آلمانی و انگلیسی هر دو از شاخهٔ زبانهای ژرمنی هستند و ریشهٔ مشترکی دارند. با اینکه شباهتهای زیادی بین این دو زبان وجود دارد، اما در بخشهایی به شکل قابل توجهی با هم متفاوت هستند. شناخت این تفاوتها به شما کمک میکند تا در مدت زمان کمتری زبان آلمانی را یاد بگیرید. در ادامه با مقایسه زبان آلمانی و انگلیسی به شما کمک میکنیم تا به شکل آگاهانهتری در کلاسهای آموزش زبان آلمانی شرکت کنید.
در نگاه اول ممکن است یادگیری زبان آلمانی برای برخی افراد سخت و حتی ترسناک به نظر برسد، اما در واقع زبانی شیرین و قابل درک است، به خصوص برای افرادی که با انگلیسی آشنایی دارند و برای یادگیری بهتر و سریعتر این زبان، قبلا در دوره زبان انگلیسی شرکت کردهاند. هرچند این دو زبان از ریشه ژرمنی هستند، تفاوتهایی مانند ساختار جمله (بهخصوص جایگاه فعل)، وجود جنسیت برای اسمها (مذکر، مؤنث، خنثی)، صرف پیچیدهتر افعال، استفاده از حالتهای دستوری (مانند فاعلی، مفعولی و ملکی) و ترکیب کلمات طولانی در آلمانی وجود دارد که در انگلیسی کمتر دیده میشود. همچنین تلفظ برخی حروف و صداها متفاوت است و قواعد نوشتاری خاصی دارند.
هر زبانی تفاوتهایی با زبانهای دیگر دارد، اما آلمانی یکی از نزدیکترین زبانها به انگلیسی است، چون هر دو ریشهای مشترک در خانوادهٔ زبانهای هندواروپایی دارند. در واقع، انگلیسی باستان از زبانهای ژرمنی غربی (آنگلها، ساکسونها و جوتها) شکل گرفته است و به همین دلیل شباهتهای واژگانی و ساختاری زیادی میان این دو وجود دارد. با وجود این نزدیکی، رسیدن به تسلط کامل در آلمانی نیازمند زمان، تمرین و برنامهریزی است، اما همین که در مسیر یادگیری قرار دارید، میتوانید روند یادگیری را سریعتر و مؤثرتر طی کنید.
همان طور که گفتیم بسیاری از الگوهای زبانی آلمانی با انگلیسی مشترک هستند و همین موضوع باعث میشود بسیاری از زبانآموزان آلمانی را خیلی سریع یاد بگیرند. با مقایسه زبان آلمانی و انگلیسی به تفاوتهایی مثل قواعد دستوری دقیقتر و انعطافپذیری کمتر در زبان آلمانی پی میبریم. معمولاً آلمانی از قواعد مشخص با استثناهای کمتر پیروی میکند و مهمترین تفاوت زبان انگلیسی و آلمانی، در گرامر آنهاست و اگر پیشزمینهٔ خوبی در انگلیسی داشته باشید، درک این شباهتها و تفاوتها میتواند روند یادگیری آلمانی را برایتان سادهتر و مؤثرتر کند. از این رو توصیه میشود در یک آموزشگاه معتبر مانند آموزشگاه زبان آلمانی صادقیه ثبتنام کرده و زبان آلمانی را به صورت اصولی یاد بگیرید.
یادگیری نوشتن به زبان انگلیسی سختتر است، زیرا بسیاری از کلمات دارای حروف بیصدا هستند و املا همیشه با تلفظ هماهنگ نیست، برای مثال در کلمههایی مثل vacuum، knee و ankle برخی حروف نوشته میشوند اما خوانده نمیشوند. در مقابل زبان آلمانی ساختار منظمتری دارد و تقریباً هر حرف به همان شکل که نوشته شده تلفظ میشود، برای مثال در کلمه پورشه (Porsche) حتی حرف e پایانی نیز صدا دارد. به همین دلیل ممکن است تلفظ برخی ترکیبهای حروف در آلمانی (مثل کنار هم آمدن p و f) چالشبرانگیز باشد، اما نوشتن کلمات در این زبان راحتتر از انگلیسی است.

حتما شما نیز با کلمات مرکب در زبان انگلیسی آشنا هستید و میدانید که در گفتار روزمره از ریشهها و ترکیبهای معنایی استفاده میشود. عباراتی مثل او در لانه سگ است یا آن ضد حال بود، نشان میدهند چگونه چند بخش معنایی کنار هم قرار میگیرند. زبان آلمانی نیز از همین منطق پیروی میکند، اما در زبان آلمانی گاهی چهار یا پنج واژه در کنار هم قرار میگیرند و یک کلمه طولانی میسازند. این ویژگی شبیه قطعات لگو است و اگر دایره واژگان مناسبی داشته باشید، میتوانید با شناخت اجزای تشکیلدهنده، معنای بسیاری از کلمات جدید را بهراحتی حدس بزنید.
در زبان آلمانی، مثل انگلیسی، اسامی میتوانند با شکلهای گوناگونی پایان یابند و همین موضوع تشخیص جنسیت آنها را دشوار میکند. با این حال، تفاوت مهم بین انگلیسی و آلمانی در این است که در انگلیسی جنسیت تأثیر چندانی بر ساختار جمله ندارد، اما در آلمانی جنسیت هر اسم نقش مهمی داشته و بر هماهنگی ضمایر، صفات و حتی ساختار جمله تاثیر دارد. به همین دلیل، برای افرادی که زبان مادری آنها انگلیسی است، یادگیری جنسیت اسامی در آلمانی چالش بسیار زیادی دارد.
یکی از تفاوتهای جالب میان انگلیسی و آلمانی این است که در آلمانی همهٔ اسمها با حرف بزرگ نوشته میشوند، همین امر باعث میشود زبانآموز خیلی زودتر جایگاه اسم را در جمله تشخیص دهد. با این حال، ضمیرها در آلمانی بزرگ نوشته نمیشوند، مگر در شروع جمله. در نتیجه در آلمانی فقط ساختار کلی نوشتار، به خصوص در مورد اسمها، متفاوت است.
با مقایسه زبان آلمانی و انگلیسی در مییابیم که در انگلیسی، ترتیب واژهها انعطاف بیشتری دارد و گاهی میتوان با جابهجایی عناصر جمله، تأکید یا لحن را تغییر داد. برای مثال میشود گفت گاهی اوقات میخواهم…، اما در آلمانی، ساختار جمله منظمتر است. در آلمانی معمولاً فعل صرفشده در جایگاه دوم قرار میگیرد و این قاعده در اغلب جملههای خبری ثابت میماند، در حالی که فعلهای دیگر اغلب انتهای جمله قرار میگیرند.
به همین دلیل، در جملات اصلی آلمانی، فعل صرفشده معمولاً در جایگاه دوم قرار میگیرد و در جملات وابسته اغلب به انتهای جمله منتقل میشود. این ویژگی، هم در خواندن و هم در شنیدن، به نوعی چارچوب روشنی برای فهم جمله به وجود میآورد. هرچند هنگام صحبت کردن، رعایت آن میتواند کمی دشوار باشد، چون باید از همان ابتدا بدانید فعل را کجا بگذارید و بقیه اجزای جمله را چگونه بچینید. البته با تکرار و تمرین، این الگو به یک عادت طبیعی تبدیل میشود و یکی از مهمترین چالشهای زبان آلمانی را از بین میبرد.

یکی از تفاوتهای مهم میان انگلیسی و آلمانی در بیان اجبار و ضرورت است. در زبان انگلیسی معمولاً از ساختار have to برای بیان کاری که انجام آن ضروری است استفاده میشود. برای مثال جمله I have to study به معنی «من باید درس بخوانم» است.
در زبان آلمانی، معادل رایج این ساختار فعل مدال müssen است. برای مثال جمله Ich muss lernen همان مفهوم «من باید درس بخوانم» را منتقل میکند. اگرچه هر دو ساختار برای بیان اجبار، وظیفه یا ضرورت به کار میروند، اما از نظر گرامری تفاوتهایی دارند. در انگلیسی، have to با توجه به زمان و فاعل تغییر میکند؛ مانند has to یا had to. در مقابل، در آلمانی فعل müssen صرف میشود و شکل آن بر اساس فاعل تغییر میکند؛ مانند ich muss، du musst و wir müssen.
همچنین در زبان آلمانی، فعل اصلی جمله معمولاً در انتهای جمله قرار میگیرد؛ در حالی که در انگلیسی پس از have to میآید. به همین دلیل زبانآموزان هنگام یادگیری آلمانی باید علاوه بر یادگیری فعل müssen، به جایگاه فعل در جمله نیز توجه ویژهای داشته باشند.
یکی از مهمترین تفاوتهای زبان آلمانی و انگلیسی به جنسیت دستوری اسمها مربوط میشود. در زبان انگلیسی بیشتر اسمها جنسیت دستوری ندارند و معمولاً از یک حرف تعریف ثابت (the) برای آنها استفاده میشود. به همین دلیل، زبانآموزان هنگام یادگیری واژگان جدید نیازی به حفظ جنسیت اسمها ندارند.
در مقابل، در زبان آلمانی هر اسم دارای یکی از سه جنسیت مذکر، مؤنث یا خنثی است. به همین دلیل اسمها همراه با حرف تعریف مخصوص خود به کار میروند؛ برای مثال der برای اسمهای مذکر، die برای اسمهای مؤنث و das برای اسمهای خنثی استفاده میشود. نکته مهم این است که جنسیت بسیاری از اسمها بر اساس معنی آنها قابل حدس نیست و زبانآموز باید آن را همراه با واژه حفظ کند.
جنسیت دستوری در زبان آلمانی تنها به اسم محدود نمیشود، بلکه بر شکل ضمایر، صفات و برخی اجزای دیگر جمله نیز تأثیر میگذارد. به همین دلیل، یادگیری جنسیت اسمها یکی از چالشهای اصلی برای افرادی است که از زبان انگلیسی به سراغ یادگیری آلمانی میروند. با این حال، تمرین مستمر و یادگیری واژهها همراه با حرف تعریف میتواند این چالش را تا حد زیادی برطرف کند.
هرچند انگلیسی از زبانهای مختلف اروپایی تأثیر پذیرفته، اما ریشه اصلی آن به خانواده زبانهای ژرمنی برمیگردد. پس از خروج رومیها از بریتانیا، حملات و استقرار اقوام نورس و سپس نفوذ زبانهای اسکاندیناویایی بر تحول زبان انگلیسی تأثیر گذاشت. با مطالعه متون انگلیسی باستانی میتوان شباهتهای آن را با زبانهای ژرمنی مشاهده کرد. تأثیر زبانهای دیگر باعث شده انگلیسی بهمرور از ریشههای اولیه خود فاصله بگیرد. جالب است بدانید که زبان فریزیایی که در هلند رایج است، شباهت بیشتری به انگلیسی امروزی دارد. در ادامه شباهت زبان انگلیسی و آلمانی را شرح خواهیم داد.

از نظر ترتیب کلمات، انگلیسی و آلمانی در جملات ساده شباهت زیادی دارند و هر دو از ساختار فاعل + فعل + مفعول پیروی میکنند. به عنوان مثال جمله I eat an apple در انگلیسی معادل Ich esse einen Apfel در آلمانی است، تفاوتها زمانی آشکار میشوند که جملهها پیچیدهتر میشوند. در زبان آلمانی، جایگاه فعل میتواند تغییر کند، بهطوریکه در جملات وابسته فعل اغلب به انتهای جمله منتقل میشود و در برخی ساختارها مانند سوالها یا جملاتی که با قید شروع میشوند، فعل در جایگاه دوم قرار میگیرد. بنابراین، هرچند پایه جملهسازی در این دو زبان مشابه است، اما آلمانی به دلیل انعطاف بیشتر در جابهجایی اجزای جمله، به دقت و تمرین بیشتری نیاز دارد.
شباهتهای تلفظی بین انگلیسی و آلمانی بیشتر به خاطر ریشه مشترک ژرمنی آنهاست، به همین دلیل بسیاری از کلمات پایه و روزمره نه فقط از نظر شکل بلکه از نظر صدا هم به هم نزدیک هستند، مثل Vater و Father یا Wasser و Water که با کمی دقت میتوان شباهت آوایی آنها را حس کرد. علاوه بر این، ریتم صحبت کردن و محل تکیه در کلمات و جملات در هر دو زبان تا حد زیادی شبیه است و همین باعث میشود یادگیری تلفظ برای زبانآموز راحتتر شود. نکته مهم دیگر این است که برخلاف بعضی زبانها مثل فرانسوی، در آلمانی تطابق نوشتار و تلفظ بسیار بیشتر از انگلیسی است. بنابراین خواندن و ادای کلمات معمولاً قابل پیشبینیتر است و این موضوع برای فارسیزبانها یک مزیت به شمار میرود.
در این مطلب به مقایسه زبان آلمانی و انگلیسی پرداختیم، همانطور که در مطالب بالا هم اشاره کردیم هر دو زبان با وجود تفاوتهایی در گرامر، جایگاه فعل، جنسیت اسمها و ساختار جمله، شباهتهای قابل توجهی دارند. همین ویژگی یادگیری آلمانی را برای افرادی که با انگلیسی آشنا هستند، سادهتر میکند. این شباهتها در واژگان، ریشههای زبانی، ترتیب پایه جمله و حتی تلفظ بسیاری از کلمات دیده میشود. پس اگر تفاوتهای کلیدی بین آنها را بشناسید و روی آنها تمرکز کنید، میتوانید آلمانی را در مدت زمان کوتاهی یاد بگیرید.
بله، به دلیل ریشه مشترک ژرمنی، بسیاری از صداها و الگوهای تلفظی مشابه هستند.
در بسیاری از کلمات پایه مثل Vater و Father، شباهت آوایی واضحی وجود دارد.
بله، زیرا بیشتر حروف نوشته شده، تلفظ میشوند، همین موضوع باعث میشود خواندن و تلفظ کلمات و جملات برای زبانآموز راحتتر باشد.