عبارت پر کاربرد با فعل take

عبارات پر کاربرد با فعل Take در انگلیسی

اشتراك گذاری نوشته

عبارت پر کاربرد با فعل take

فعل Take یکی از پرکاربردترین کلمات در زبان انگلیسی می باشد. که سعی کرده ایم در لیست زیر این عبارات را در یک مجموعه در اختیار زبان آموزان عزیز قرار دهیم.

[ultimate_info_table design_style=”design05″]پس گرفتن (حرف و ادعا) Take back: Retract an earlier statement

گذشته را به یاد آوردن Take back: Cause to remember some past event or time

چیزی که در مورد خیانت گفتم رو پس می‌گیرم. منظورم این نبود. I take back what I said about cheating. I didn’t mean it

تو خودخواه نیستی. من اون حرفم رو پس می گیرم. You’re not selfish. I take that (comment) back

متأسفم که گفتم تو احمقی. حرفم رو پس می ‌گیرم. I’m sorry I said you were stupid. I take it back

نه، تو چاق نیستی؛ حرفم رو پس می گیرم. No, you are not fat; I take it all back

به محلی دیگر بردن Take away: Make someone leave a place and go somewhere else

پلیس اون رو برای بازجویی به محل دیگه ای برد. The police took him away for questioning

او خیلی پرخاشگر شد، بنابراین به پلیس زنگ زدیم و اون رو به مکان دیگه ای بردن
He became very aggressive so we called the police and they took him away

مانع شدن، بازداشتن Take away: Prevent, or limit, someone from being somewhere, or from doing something

شغلم مانع از این میشه که اکثر آخر هفته ها خونه باشم. My job takes me away from home most weekends

از جذابیت چیزی کاستن Take away from: Make something seem not so good or interesting

حتی بارون هم نتونست از هیجان بازی کم کنه. Even the rain couldn’t take away from the excitement of the match

دعوایی که بعد از مهمونی با حالت مستی اتفاق افتاد، از لذت جشن کم کرد. The drunken fight after the party took away from the celebration

در ذهن جای گرفتن، برداشت کردن Take away: Leave a memory or impression in one’s mind that you think about later

من این برداشت رو کردم که اون نمایش، یک نمایش تمرینی بود. I took away the impression that the play was under rehearsed

چیزی که من از فیلم برداشت کردم اینه که هیچ کدوم از طرفین، پیروز جنگ نمی شن.
What I took away from that film is that neither side wins in a war

غذای بیرون بر Take away: To buy food from a restaurant and eat it elsewhere

ما غذای چینی برای بردن سفارش دادیم. We ordered Chinese food to take away

دوتا خوراک کاری گوشت برای بردن، لطفاً. Two beef curries to take away please

چیزی را از کسی گرفتن Take away: Remove something, either material or abstract, so that a person no longer has it

معلم تلفن همراه منو تا آخر کلاس ازم گرفت. The teacher took my mobile phone away until the end of the lesson

اون ها پاسپورتم رو ازم گرفتن (باطل کردن)، بنابراین نمی تونم سفر کنم. They took away my passport so I can’t travel

کم کردن، منها کردن Take away: Subtract or diminish something

اگه من پنج تا سیب داشته باشم و شما دوتاشو برداری، چندتا برام باقی مونده
If I have five apples and you take away two, how many do I have left

شش منهای چهار میشه دو. Six take away four is two

نقد و بررسی کردن (یک ایده یا دلیل) Take apart: Showing the weakness of an argument or an idea

اون ها گزارش ما رو بررسی می کنن و بعد بازخوردش رو در اختیارمون قرار میدن.
They will take our report apart and then give us feedback

منتقدان، فیلم جدید رو نقد کردن. The reviewers took apart the new film

مادر بشقابهامون رو برد و برامون مقداری میوه آورد تا بخوریم.
Mother took our plates away and came back with some fruit for us to eat[/ultimate_info_table]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *